تبليغاتX
صبح بيداري

صبح بيداري

سياسي و فرهنگي

سخني صريح با جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي

سخني صريح با جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي

قرنها پيش آنگاه که منجمين با ديد محدود خود زمين را مرکز و محور گردش تمام کرات دنيا مي پنداشتند، براي موجه ساختن اين مدعا تمام مفاهيم و اشياء را به سود اين تصور غلط مسخ معنا مي نمودند تا بدين سان تمام اشياء آسماني قمري گرد زمين باشند اما اندک تغييري در ديد آنان روي ندهد. 

شايد با توجه به سطح درک و نيز ابزار آن زمان نتوان بر آنان ايرادي جدي قائل شد اما سوال اينجاست که اين طرز نگاه به هستي چرا در قرن ها بعد و در عصر نانو و آن هم در کشوري که اکنون در بسياري از عرصه ها به چند کشور طلايه دار علم پيوسته، در عرصه ي سياست تکرار مي-گردد و عزيزان اصلاح طلب در عوض گسترش ديد خود و بازبيني جايگاه خود در برابر خواست مردم و اصول انقلاب، خود را محور اين مفاهيم قرار داده و به رنگ آميزي همه آرمان-هاي انقلاب و نيز انتظارات مردم، باب طبع خود مشغول گشته اند.
حرکت از کجا آغاز شد؟ 
در ايام زمامداري قواي اجرايي توسط اصلاح طلبان، کار بجايي کشيد که در عرصه ي اجتماعي در نزد سياسيون، شعار و عمل به آرمان هاي امام خميني (ره) نوعي عقب افتادگي و نبش قبر موزه-هاي تاريخ تلقي گشت. بگونه اي که راه پيشرفت مادي و معنوي کشور، در اذهان برخي از راه آرمان ها جدا شد.
موج ليبراليستي نضج يافته که علي رغم شکست در تحقق پيشرفت معتني به، در عرصه داخلي و نيز سياست خارجي، با تبليغات احساسي و سياسي نمودن اوضاع کشور اعم از مجلس و دولت، ميان ذهن مردم و مشکلات کشور فاصله اي ايجاد نموده بود، سرمست از تصور پيروزي امواج «نو» بر آرمانها، تلاش نمودند با به اوج رساندن ساختار شکني به زعم خود راي بيشتري را در نهمين انتخابات رياست جمهوري جمع نمايند. 
يادمان هست که برخي اصول گرايان نيز که همه چيز را از دست رفته مي پنداشتند به انفعال کشيده شده بودند.اما در اين ميان فردي در فضاي سنگين غرب زده آن زمان دنياي سياست ايران، که بسياري را در امواج خود فروبرده بود، در ناباوري قاطبه ي گروه هاي دوجبهه، و بويژه آنان که با شناختي ناصحيح از جامعه تبليغات «آپديت» را دواي درد جوانان پنداشتند، شجاعانه با اصيل ترين شعارهاي انقلاب اسلامي پاي به عرصه گذارد. گويي «آپ» بودن و «دوهزار و چندي» بودن که در آن مقطع در مقابل اين شعارها قرار داشت بر برخي اصول گرايان نيز تاثير گذارده بود و هرگز باور نداشتند که اين مرد با همين شعارها ورق را برمي گرداند. لذا با اذعان به «اصلح» بودن وي ضمن عذر خواهي از او با وي وداع گفته و به سراغ «صالح مقبول» رفتند.
احمدي نژاد و انقلاب در گفتمان اصلاح طلبي
با قاطعيت مي توان گفت پيروزي دکتر احمدي نژاد، محدود به او يا يک جبهه و جناح نبود بلکه احياي حقيقي آرمان هاي انقلاب در ذهن سياسيون بود و به همگان فهمانيد که خواست حقيقي مردم عدالت و اسلام گرايي مبتني بر انديشه هاي امام است. 
اينگونه بود که جبهه اصلاحات نيز که در مقطع رياست جمهوري خاتمي و مجلس ششم، نه فقط اين آرمان ها که حتي رسيدگي به معيشت مردم به نفع برخي عقايد سياسي که آن را مردم پسند مي دانستند عقب نشيني نموده بود يقظه اي حاصل شد. 
نيم نگاهي به جريانات کشور در انتخابات ادوار دوگانه چهار سال قبل و نيز انتخابات پيش روي، به وضوح گواه تاثير گام به گام گفتمان احمدي نژاد بر اين جبهه است. 
رفتار جبهه اصلاحات در اين مقطع را مي توان در معرفي به ترتيب دکتر معين، آقاي هاشمي و مهندس موسوي و نوع تبليغات براي هريک جستجو نمود. 
اين جبهه در دور اول انتخابات نهم که با سطحي ترين برداشت از اوضاع جامعه از کف زدن عده اي مدهوش گشته و تندروترهاي آن بدنبال تغيير اساسي اوضاع بودند، ناشيانه روي به شعارهاي ساختار شکن آورده و مطمئن از پيروزي به انتظار نشستند. 
نتيجه انتخابات براي اين گروه اسف بار بود و با شکست مطلق کانديداي اصلي، آقايان هاشمي و احمدي نژاد به دور دوم راه يافتند. 
طبيعتاً گزينه دوم آنان آقاي هاشمي بود، اما کدام آقاي هاشمي؟ براي آنان که در طول اين سالها نتوانسته بودند به شناخت دقيقي از جامعه دست يابند، چند روز باقيمانده تا دور دوم بسيار ناکافي بود! لذا تمام همّ خود را در به تاريخ سپردن همان چهره اي که از ايشان در انتخابات مجلس ششم معرفي نموده و مورد ناجوانمردانه و هتاکانه ترين حملات قرار بودند، بکار بستند و از همو چهره اي به روز معرفي نمودند که البته با چراغ سبز ايشان نيز مواجه شد. اما از تند روي ها و ساختار شکني هاي هفته پيش از آن خبري نبود. 
پيروزي قاطع احمدي نژاد بر آقاي هاشمي اي که علاوه بر راي اصلاح طلبان از آراء حاميان سنتي خود برخوردار بود به اصلاح طلبان فهمانيد که در شناخت مردم تا چه حد به بيراهه رفته اند. 
اين گونه بود که آنان پس از پرداختن سنگين ترين هزينه و شکست هاي مکرر و مشابه در تمام عرصه ها انتخاباتي به دو امر پي بردند؛ 
1. عزت آرمان هاي انقلاب و عمل به اسلام راستين در ميان مردم 
2.ترجيح عدالت خواهي و گام برداشتن در راه رفع محروميت بر شعارهاي احساس مآب سياسي
سطحي و عوام فريب در حمايت از فلان مجرم قطعي يا رفع توقيف از بهمان جريده با هفتاد و چند عنوان عمل خلاف قانون... 
اين بيداري، پديده اي مبارک بود که از مشاهده ي موفقيت هاي دکتر احمدي نژاد حاصل گشته و البته گامي به جلو براي برنامه ريزي دقيق براي پيروزي در انتخابات بعدي بود. 
اما اين دوستان بجاي بازبيني مباني ايدوئولوژيک خود و همگام ساختن خود با مردم، آن چرخش ميمون را پايه ي حرکتي قهقرائي در هر دو بعد مورد بحث قرار دادند.
ريشه تخريب ها
در بعد اقتصاد، آنان چهار سال فرصت دقيق ترين و عميق ترين برنامه ريزي اقتصادي را از دست داده و گوشها را گرفته و دهان خود را در سياه نمايي وضعيت شکوفاي اقتصادي دولت باز نمودند. 
اصلاح طلبان که بهار کار را به تخريب و تهمت مشغول بودند، در زمستان توشه خود را تهي يافتند. با آغاز فعاليت تبليغات، همگان در کمال تعجب شاهد بي برنامگي محض عزيزان اصلاح طلب بودند که موجبات ريزش بخشي از آراء بالقوه آنان گشت. 
با آغاز فيلم مستند آقاي موسوي همه مردمي که به دنبال اعتلاي هرچه بيشتر ايرانند، بي صبرانه منتظر آن بودند که کساني که پيشرفتهاي بي سابقه دولت احمدي نژاد را تحقير مينمودند خود چه در چنته دارند. 
اين فيلم که بهترين فرصت معرفي تلاش هاي اصلاح طلبان براي برنامه ريزي جهت تعالي اقتصادي کشور بود به همان دليلي که ذکر شد، به مسائلي عام فريبي چون تشويق و ايران ايران گفتن چند جوان، جريان جالب بازيگر شمالي پرداخت. همين و بس! 
اما هنوز براي قضاوت زود بود شايد ميعاد حقيقت جويان حامي موسوي شب مناظره بود. موسوي اما در چنته جز يکسري اطلاعات غلط براي کوبيدن نماينده ميليونها ايراني نداشت. 
رييس جمهور که خود را در مناظره با موسوي و نيز کروبي براي نقدهاي اصولي و کارشناسي اقتصادي آماده ساخته بود با مچ گيري هاي سطحي و دون شان مخاطب مواجه گشت که البته دروغ بودن اين به اصطلاح مچ گيريها زود عيان گشت. 
چرخش تبليغاتي موسوي در مستند دوم از احساسات گرايي صرف به پوپوليسم به علاوه اعلام برنامه تخريب محور گامي ناقص در جبران اين شکست بود که باز هم به علت نقد و سلب صرف ناکام ماند.
وي عمده فيلم خود را با بازي با احساسات مردم به نشان دادن پرونده آموزشي همسر وي توسط احمدي نژاد به اتهام مدرک غير قانوني بود. هر چند در آخر نيز پاسخي براي اشکالات قانوني رئيس جمهور نداشت. 
براي حل مشکلات بنابراين قاطعانه مي توان گفت که ريشه تخريب ها را بايد در رفتار اصلاح طلبان در اوقات فراغتشان جستجو نمود که باعث شد اين چنين با گل آلود کردن فضا و تخريب ذهن مردم فهيم را از تهي بودن دست خود منحرف سازند.
مسخ مفاهيم مورد توجه راي دهندگان
گفتيم که خدمت ديگر دولت نهم به اصلاح طلبان، نشان دادن راه پيروزي که همان بازگشت به آرمان هاي امام خميني (ره) است، بود. شايد بتوان روي آوردن به مهندس موسوي که به زعم آنان، به دليل هم زماني نخست وزيري وي با سال هاي خاطره انگيز رهبري امام خميني (ره)، نوعي عمل به آرمان هاي ايشان در اذهان تداعي مي شود را در اين راستا تحليل نمود. اصلاح طلبان که در دولت و مجلس کارنامه موفقي در عمل به آرمان ها ارائه نداده بودند و البته صادقانه ادعايي نيز در اين زمينه نداشتند(!) با مشاهده گرايش مردم به آرمان خواهي بدنبال فردي رفتند که در اوج تاثير روزمرگي و گرايشات ليبراليستي بر اصلاح طلبان، در انزواي سياسي بوده و ديکته اي نا نوشته و طبيعتا غير ملوث داشت. 
جبهه اصلاحات اما در اين عرصه نيز همچون عرصه اقتصادي ، ناکام ماند. آنان هرگز به اين آرمان ها روي نياوردند. آرمان هايي که سياست خارجي عزت محور، سياست داخلي و اقتصاد مبتني بر عقلانيت و دوري از عوام فريبي، صداقت و متانت و دهها مورد ديگر را در خود جاي داده بود. 
آنان با مشاهده مقبوليت اين مقولات در نزد مردم در عوض عبرت گيري از شکست هاي مکرر ماضي و روي آوري به اين آرمانها راه ساده تر و کم زحمت تر را برگزيده و همچون منجمين پيشتر ياد شده همان تفکرات سابق را محور اسلام، امام، و مردم فرض نموده و تمام مقولات را بر اساس آن بازتعريف نمودند.
الف.مباني اجتماعي سياسي
1. مردم گرايي 
در قاموس جديد اصلاح طلبان بازگشت به سيره اميرالمومنين (ع) در حکومت داري و توجه به نياز هاي مردم، سفر به محروم ترين نقاطي که در سالهاي طولاني حکومت به اصطلاح تکنوکراسي همچنان محروم مانده اند، ساده زيستي رئيس جمهور و ترجيح اتومبيل _با اندکي ارفاق دوسه ميليوني_ به خانه هاي ميلياردي، پوپوليسم و سطحي نگري است. 
اما در اين دائره المعارف اختصاص کل زمان فيلم مستند نامزد به کف و سوت و گريه جانسوز بازيگر استخدامي و عدم ارائه ي يک برنامه مشخص و تاکيد صرف به امواج احساسي_ هيجاني رنگي ربطي به پوپوليسم نداشته و متعاقبا لغت جايگزين اعلام خواهد شد!
مسخ معناي سياست خارجي امام خميني (ره) 
آقاي مهندس موسوي خود را پيرو خط امام خميني (ره) ميداند و فلسفه حضور خود را نجات انحرافاتي مي داندکه آقاي احمدي نژاد با خرافه ها در آرمان هاي امام ايجاد کرده است. 
حال بايد ديد که اين آرمان ها در سياست خارجي که مورد تاکيد آقاي موسوي است چه بوده و آقاي احمدي نژاد چه بر سر آن آورده است که ايشان را اين چنين براشفته ساخته که پس از 20 سال احساس مسئوليت نموده اند؟ 
امام خميني بر اساس آيات قرآن کريم و تذکر خداوند در گستاخ شدن دشمنان در صورت تلاش شما در جلب رضايت آنان در سوره بقره، قاعده نفي سبيل و دهها دستور صريح ديگر قاطعيت و عدم کرنش در برابر ظالم را در دستور کار قرار داد. ايشان مي دانستند که آمريکا ذاتا ماهيت طاغوتي و هژمون خواه داشته و ذلت و خواهش ،امتازدهي و کوتاه آمدن از مواضع براي خوشايند آمريکا و اسرائيل و دنباله روهاي آنان بي فايده است. مگر اينکه به فرموده آيه 120 سوره بقره از اساس از اسلام دست بکشيم. 
گذر ايام نيز نشان داد که هرگاه ما در پرونده هسته اي يک گام به عقب رفته ايم دشمن دوگام به جلو آمده و هر گاه گامي به پيش رفته ايم، انفعال دشمن مضاعف بوده است. 
اما در سياست خارجي امام خميني (ره) جايگاه ايران اسلامي در عرصه جهاني بسيار بالاتر اينهاست و حتي در فرض محال اينکه با عمل به اصولمان، اوضاع ما در قبال غرب در ظاهر به خطر بيافتد بازهم غرب حقيرتر از آن است که ما بخواهيم دست از اصولمان برداريم. ايشان پس از کرنش هاي مهندس بازرگان در قبال غرب و تاکيدات مکرر وي بر دست برداشتن از بسياري معتقدات اسلامي براي جلوگيري از «آبروريزي!» و يا قطع رابطه فرمودند؛ 
«الهي که به خطر بيفتد! ما روابط با آمريکا مي‌خواهيم چه بکنيم؟ روابط، با آمريکا روابط يک مظلوم با ظالم است روابط يک غارت شده با يک غارتگر است». صحيفه نور، ج6، ص57 
آقاي موسوي به اين دليل آقاي احمدي نژاد را خرافه پرست ، تندرو و .. ميداند که در برابر سبعيت اسرائيل در فلسطين و تهديد هاي مکرر ايران به حمله نظامي به خود اجازه داده اسرائيل را نژاد پرست بنامد و «عزت» ايراني را به اضمحلال کشيده و باعث شده وي و دوستانشان در برابر برخي اذناب آمريکا خجالت بکشند. شايد نمي دانندکه به فرموده امام خميني (ره)؛ 
«... اين مصيبتهايي که ما مبتلاي به آن هستيم، از آمريکا و اذناب آن است» صحيفه نور، ج6، ص41 
بايد به آقاي موسوي يادآوري نمود که مشکل غرب با يک نژاد پرست خواندن اسرائيل نيست. آيا دوستان شما که در سعدآباد کاري کردند که دانشجويان را به تجمع در برابر اين کاخ وادار نمود، توانستند از عزت و ساير مدعيات شما چيزي نصيب ملت کنند؟ 
خير! آقاي موسوي اين احمدي نژاد نيست که به آرمان هاي امام خميني (ره) خط انحراف کشيده است. مشکل غرب با ما بسيار اساسي تر از يکي دو جمله است آنها با اسلام و عزت ما مشکل دارند. حداقل انتظار از شما در اين سالهاي طولاني زندگي آرام اين بود که مروري بر گفته هاي امام خميني (ره) مي داشتيد؛ 
«امروز غرب و شرق به خوبي مي‌دانند که تنها نيرويي که مي‌تواند آنان را از صحنه خارج کند ، اسلام است. آنها در اين ده سال انقلاب اسلامي ايران ضربات سختي از اسلام خورده‌اند و تصميم گرفته‌اند که به هر وسيله ممکن آن را در ايران که مرکز اسلام ناب محمدي است نابود کنند. اگر بتوانند با نيروي نظامي ، اگر نشد ، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بيگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملي خويش و اگر هيچ کدام از اينها نشد ، ايادي خودفروخته خود از منافقين و ليبرال‌ها و بي‌دين‌ها را که کشتن روحانيون و افراد بي‌گناه برايشان چون آب خوردن است و در منازل و مراکز ادارات نفوذ مي‌دهند که شايد به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذي‌ها بارها اعلام کرده‌اند که حرف خود را از دهان ساده‌انديشان موجه مي‌زنند».صحيفه ي نور، جلد 21 - صفحه 327
ب. ويژگي هاي فردي 
حاميان مهندس موسوي که برنامه مشخص و ايجابي براي مانور بر آن نداشته اند، تلاش نموده اند تا به انتساب ويژگي هاي فردي مردم پسند به ايشان و برجسته سازي آن بپردازند. در اين تاکتيک از باب « تعرف الاشياء باضدادها»! و نمود بيشتر يافتن اين ويژگي هاي الصاقي به کانديداي مورد نظر، بايد دکتر احمدي نژاد به هر قيمتي قرباني گردد.
1. صداقت 
موسوي و حاميانش که ظاهرا سندي را براي اثبات صداقت خود نيافته بودند، براي اثبات صداقت خود تنها راه را دروغ گو خواندن رياست محترم جمهور يافتند! 
بدين ترتيب آنان بصورت هماهنگ هجمه سنگين اتهامي خود را آغاز نمودند و آقاي خاتمي با کنايه از مردم خواست به کسي راي دهند که دروغ نگويد و اين حرمت شکني توسط دوستانشان به وسعت بسيار ادامه يافت. 
اما پديده اي به نام مناظره تمام رشته هاي اين عزيزان را نه تنها پنبه نمود که به خود زني بزرگي براي آنان مبدل گشت. آنان که در شيوه هاي افترا و تمسخر در ورزشگاه آزادي و ... حقيقت را مظلوم و تنها يافته بودند و صداقتشان را معيار برتريشان ميدانستند ، فکر نمي کردند که اين برجسته سازي معيار صداقت ، خدمت به ستاد رقيب است. آنان فکر نمي کردند که در مناظره، حقيقت مظلوم نيست بلکه بر پيشاني شعور دهها ميليون ايراني بيننده نشسته است. 
موسوي، منادي صداقت، با 86 در صد فرار از پاسخ و فرافکني معناي جديدي از صداقت را به مردم عرضه مي نمايد. اين معناي مدرن از صداقت، موارد زير را درکنار دهها مورد ديگر شامل است؛
1.عذر خواهي بلر را نهيب خواندن 
2. دعوت رسمي عربستان را تحريف کردن 
3. ليسانس فلسفه را دکتر خواندن 
4. تحميق مخاطب با واقعي معرفي کردن بازيگر بابلي 
5. انتصاب ضعفهاي دوستان از جمله ستاره دار کردن دانشجويان به رقيب 
6. «خراب» معرفي کردن رابطه کانديداي رسمي جامعه مدرسين، کانديداي اکثريت جامعه روحانيت مبارز و بسياري از علما با روحانيت! 
7. تعميم هنرمندان، کارشناسان و دانشجويان گرد خود به تمام اين اقشار 
8. تخريب فضاي حاکم بر نشر کتاب و روزنامه ها بدون توجه به آمار شگرف افزايش نشر و آزادي آن در دولت نهم 
9. مورد حمايت اسرائيل دانستن سياست هاي احمدي نژاد با تجاهل نسبت به کف زدن هاي هر روزه بيگانگان براي وي و تلاش آنان براي راي نياوردن احمدي نژاد 
10. تکذيب آمارهايي که همواره مورد اعتماد تمام جناح ها بوده و توسط همان افراد و همان متدي صورت مي گيرد که زمان هم انديشان موسوي تهيه مي شد 
11. بي توجهي به درک مخاطب و جازدن آمار ساليانه تورم بجاي آمار روز تورم 
12. تجاهل به کار کارشناسي چند ماهه قبل از تصويب مصوبات و اتهام تصويب صدها مصوبه در يک ساعت 
13. تجسس در زندگي خصوصي!و حرام معرفي نمودن افشاگري مفاسد و قانون گريزي...
2.متانت 
اصلاح طلبان با پذيرش تلويحي شکست در مناظره رو در رو و براي کمرنگ ساختن آن روي به شعارهاي احساسي آوردند. آنان که در مباحث اقتصادي، سياست خارجي و ساير مسائل کلاني چون رابطه با مافياي قدرت و ثروت کانديداي خود را منفعل يافته بودند به سبک عمليات رواني حاکم بر رسانه هاي غربي و براي لاپوشاني حقيقت مساله جديدي بنام ادب! را در کرنا کردند. هم آناني که تا چند دقيقه قبل از آن احمدي نژاد را به خاطر عدم افشاگري به ناشايستگي در برابر فساد متهم مي ساختند و هم آناني که در مجلس ششم کاري با آقاي هاشمي کردند که در تاريخ ماند و همآناني که چهار سال هرگونه تهمت، تحقير،تمسخر را روانه احمدي نژاد يک شبه ادب را «به زدولت مرد» يافتند و بردن نام اشخاص را به حرام فتوا دادند. 
در ادبيات اين دوستان ذکر نام شخص به عنوان حامي اشرافيت دولتي که کاملا امري غير شخصي بوده و به تمام ملت ايران مربوط مي گردد، محض بي ادبي است. 
اما استفاده از ادبياتي مانند؛ عهد قجري دانستن رئيس جمهور توسط موسوي و ساير افاضات ايشان چون« فلاني را لجن مالي کرديد» «خيلي کار غلطي کردند و به من چه ربطي دارد»، رمال و کف بين دانستن دولت، چهارده بار استفاده از لفظ دروغ و دروغ گو عليه و در غياب نماينده و رئيس جمهور مردم ( متوسط هر سه دقيقه يکبار)، و اوج تواضع ، انصاف و ادب است. ايشان در حالي رئيس جمهور محترم را با اين لفظ به جرم اعلام آمار رسمي و صحيح بانک مرکزي و مرکز آمار را مورد هجمه قرار ميدهد که رقيبي که آن را نماد «هتاکي» ميدانند در برابر گفته هاي خود ساخته موسوي از اين ادبيات هتاکانه!بهره مي برد؛"آقاي موسوي من شما را دوست دارم اطلاعات شما غلط است." 
در اين قاموس، رئيس جمهور در برابر افشاي مفاسد غيبت کرده! و بقول موسوي «شما يک افرادي را مورد حمله قرار مي‌دهيد که در اين فضا وجود ندارند» اما در شب مناظره با کروبي دريغ از يک جمله که مربوط به افرادي که درآن فضا بودند باشد! 
نگاهي به ادبيات «مرد متانت» که غياب احمدي نژاد را غنيمت يافته و براي جبران انفعال خود در مناظره مردانه و رودرروي تاريخي با وي، همه چيز حتي آراء خود را فدا نمود، خالي از فايده روشنگرانه نيست:"اينجا دروغ مي‌گويد هيچکس يقه‌اش را نمي‌گيرد...خجالت نمي‌کشد... بگذاريد هر دروغي که ميخواهد بگويد... " 
بگذريم که چرا وي در مناظره رو در رو نتوانست اين «دروغ» ها را ثابت کند و بگذريم که بانک مرکزي يک روز بعد رسما آمارهاي ايشان را خود ساخته اعلام نمود. 
به هر روي مناظره آقايان موسوي و کروبي به سمتي پيش رفت که پس از فروريختن تمام پايه هاي تبليغاتي مورد نياز يک نامزد در اين انتخابات از جمله برنامه، صداقت، پيروي از خط امام و ...در روزهاي پيش از آن، تنها «برگ برنده» معرفي شده يعني «متانت» را نيز برباد داد. براستي ادب مرد به زدولت اوست...
׀ +׀ نویسنده: ׀ تاریخ: چهارشنبه بیستم خرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

در باره من

به نام خدا
گرگها خوب بداننددر اين ايل غريب!
گر پدر مرد تفنگ پدري هست هنوز!
گرچه نيكان همگي بار سفر بربستند!
شير مردي چو علي خامنه اي هست هنوز!


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· كوتاه از يار صديق امام!!!!!!!
· آن روي سكه اصلاحات
· چند سئوال ساده
· تحليل شهيد ديالمه از شخصيت سياسي موسوي در سال 60
· شعري براي حمايت از موج سبز
· پرسپوليس هورا استقلال سوراخ(طنز)
· آنهایی که به غیرتشان بر می خورد... نخوانند!
· خطبه حضرت علی علیه السلام در روز اول ماه رمضان
· احوالات امام خميني در ماه مبارك رمضان
· گزارش فضاییان به کنفدراسیون در مورد میرحسین!



لینکدونی

· آويني
· روزنامه كيهان
· 14سراج
· رجا نیوز
· به سوی دولت اسلامی
· یک استکان چــــای داغ
· دولت مهر
· تالمات و تاملات یک دانشجو
· تبيين
· خبرنامه دانشجو
· حق جو
· احمدي نژاد
· حامي
· بي معرفت
· ايران و استراليا
· حاميان دكتر در فارس
· فدايي سيد علي
· معجزه هزاره سوم
· جنبش پيامكي احمدي نژاد
· تلنگر
· اصولگرايان احمدي نژاد
· معجزه هزاره سوم
· زمانه
· 22 خرداد
· اصولگراي اصلاح طلب
· حاميان دكتر در اشكنان فارس
· قالب رایگان بلاگفا


امکانات





ترجمه قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By
BLOGFA.COM